سایت در حال بروز رسانی می باشد

برداشت اول از حجاب:

«جلابیبهن» یک لغت عربی و جمع است که جلباب مفردش می شود. کتاب‌های لغت جلباب را این‌گونه معنی کرده‌اند: پوشش گشاد پوشانندۀ سراپای بدن. شما از جلباب روسری و مانتو می‌فهمید. عرب به پارچۀ گشادی که وقتی زن سر می‌کند بدن را می‌پوشاند،

حجم بدن و زیبایی بدن پنهان می‌شود، قد و قامت به درستی از زیر این پارچه پیدا نیست، و تمام بدن را فرا می‌گیرد را جلباب می‌گوید. به زنان امت بگو، به دخترانت بگو، به زنان خودت هم بگو. مستقیم به تو دارم خطاب می‌کنم، خودم‌ وارد مسألۀ حجاب شده‌ام که به تو دارم خطاب می‌کنم «یا أیها النبی» به همۀ این زنان بگو«یدنین علیهن من جلابیبهن»

یعنی همۀ وجودشان نه فقط سرشان را «علیهن من جلابیبهن» این پارچۀ گشاد پوشاننده را «علیهن» نه «علی راسهن» به سراسر بدن بپوشانند.  

 «ذلک أدنی أن یعرفن»

این پوشش گشاد نزدیک‌تر به این حقیقت است که هر مردی و جوانی، زنی را با این پوشش کامل بدنی ببیند. به نظر آن مرد این زن پاکدامنی است «فلا یؤذین» متلک به او گفته نمی‌شود، از او دعوت به گناه نمی‌شود، از او دعوت به برقرار‌کردن ارتباط نامشروع نمی‌شود. خدا، خدای عالم به همه چیز است.

برای این که در جامعه متلک‌گویی نباشد، برای این که در جامعه مردان بی تقوا زبان درازی به زنان نکنند. اگر این پوشش باشد مورد این آزارها قرار نمی‌گیرند  «و کان الله غفورا رحیما»  

    اگر بعضی از این خانم‌ها قبلا در معرض دید مردان بوده‌اند حالا به این آیه عمل کنند، خودشان را بپوشانند من غفورم، گذشتۀ آن ها را می‌بخشم و رحیمم به آن‌ها مهربان می‌شوم.

برداشت دوم از حجاب

آیا در قرآن فقط این پوشش گشاد و پنهان کننده بدن و زیبایی زن مطرح است؟ نه، غیر از این پوشش یک پوشش دیگر هم در قرآن مطرح است که خداوند از آن پوشش تعبیر به خُمر کرده است. خُمر یعنی همین مقنعه‌هایی که در مکه زنان مراکشی سرشان می‌باشد که کاملا مو و حجم سر را تا روی سینه می‌پوشاند. فقط یک مقدار گردی صورت پیداست، دیگر موی زن، گردن، سینه و گوشواره پیدا نیست. این را هم قرآن با امر واجب استعمال کرده است که زیر پوشش داشته باشند، مبادا یک وقت باد پاییزی سنگین است و چادرشان را رد کرد باز هم چشم‌ها، زیبایی‌ها و زینت‌های زن مسلمان را نبینند. بنابر این دو پوشش در قرآن مطرح است که هر دو باید باشد. یکی جلباب است و دیگر خُمر(به ضم) است.

بانوان اهل بیت: الگوی عفت و عصمت

حضرت فاطمه زهرا(س) دختر پیغمبر اکرم(ص) وقتی مسجد رفت که حکومت را محاکمه کند به دستور آیۀ احزاب یک پوشش سرتاسری انداخت که از سر تا نوک پاهایشان را بپوشاند و هم خُمر را بر سر انداخت. و حالا برنامه سومش را ما نمی‌توانیم پیاده کنیم که ده إلی بیست نفر از زن های مدینه را دعوت نمود که در فاصلۀ بین خانه تا مسجد (که شش هفت متر بیش نبود) دور مرا بگیرید که من شناخته نشوم.

زینب‌کبری(س) هم در بارگاه ابن‌زیاد به اسرا گفت دور مرا بگیرید که مرا نشناسند و نبینند که ابن زیاد آدم خیلی پررویی بود. اُسرا را که نگاه می‌کرد سؤال کرد:«من هذه التی انحازت فجلست ناحیة و معها نسائها؟»  این خانمی که خودش را پنهان کرده و پیدا نیست کیست؟ کسی جوابش نداد. دوباره سؤال کرد باز هم جوابش را ندادند. دوباره پرسید، خادمی از خدام اهل بیت: که زن بود بلند شد و گفت دهانت را ببند. چه قدر می‌پرسی، این دختر امیرالمؤمنین(ع) و فاطمۀ زهرا(س)، زینب کبری(س)می‌باشد که نمی‌خواهد چشم آلوده تو به او بیفتد.  خدایا من خیلی خوشحالم که حرف‌های ناب تو را دربارۀ حجاب زنان می‌گویم و می‌دانم که در قیامت محاکمه نخواهم داشت چون حق تو را ادا کردم. حق حجاب تو بسیار مظلوم است